أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
363
قانون ( فارسى )
برحسب معاينه و تشخيص خودت است . در هر حال در دريدن خراج بايد هرچه ريم در آن جمع شده است فورا همگى بيرون ريزد . » حكيم اطيلس دستورات دريدن خراج را ادامه مىدهد و مىفرمايد : « اگر خراج بر بند استخوان يا در اندامى ارزنده و يا در جايى نزديك به استخوان و يا نزديك به غشاء باشد ، بايد منتظر خوب پخته شدن خراج نباشى و هرچه زودتر خراج را بردرى ، كه مبادا چرك چكيده از خراج رسيده سبب ايجاد نوعى تباهى در اين اندامان شود و آنها را فاسد گرداند . » ما هم در اينجا سخن و سفارشى داريم كه بر دستورات اطيلس حكيم مىافزاييم و مىگوييم : اگر چارهاى به غير دريدن خراج نباشد ، دستورات حكيم اطيلس بهترين دستورات لازم و كافى هستند ؛ اما اگر روزنهء اميدى باشد كه بدون دريدن ممكن است خراج خود به خود بتركد ، يا اگر اميدى بود كه وسيلهء داروى تركانندهء خراج ، خراج بتركد به بردريدن آن توسل مجوى . شايد داروهاى چنانى گير آيند كه كار نشتر را انجام دهند و خراج را از مادهء بدجنس پاك سازند . و بارها اتفاق افتاده كه تنها يك سوراخ در خراج كردهاند يا كمكى از سر خراج را برچيدهاند و آنگاه داروى تركاننده را به خراج راه دادهاند كه بر ژرفا تأثير گذاشته است و كار را يكسره كرده است . تركانندههاى خراج خراجى كه بر پوست برمىآيد و بسيار بدجنس نيست و جاى نگرانى ندارد ، ممكن است تنها با ريختن آب گرم بر آن دهان باز كند و ريمى را كه در آن جمع شده است بيرون ريزد . امّا اگر خراج متعفن شده باشد و آب گرم بر آن ريزند بسيار زيانآور خواهد بود ، زيرا آب گرم سبب مىشود كه مادهء بيشترى جذب ورم شود . و اگر ديدى كه خراج با آب گرم اصلاح مىشود ، دليل بر اين است كه خراج بدجنس نيست . اين را نيز بدان ! كه هر خراجى هرچند سخت هم باشد ، پياز نرگس بر آن بگذارى حتما مىتركد . و بويژه اگر پياز نرگس با عسل باشد بسيار اثربخشتر خواهد بود . براى تركاندن خراج دستورهاى زير را به كارگير : پياز نرگس و عسل با روغن سوسن بر آتش بپزد ، و بر خراج بگذار . بيخ نى سبز و شاداب را با عسل بر خراج بگذار ! اگر زفت خشك و بر موم را بر خراج نهى آن را مىتركاند . مرهم اوبوسلوس را بر خراج بگذار ! داروى تركيبى زير نيز بسيار خوب است . نسخه : موم ، صمغ صنوبر و روغن حيوانى از هريك نود مثقال ، زفت خشك و عسل چهل و پنج مثقال ، زنگار بيست و يك مثقال ، روغن زيتون به اندازهء كافى . همه را درهم بسرشند و بر خراج گذارند .